واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

456

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

سامانيان نتوانستند حكومت خويش را در هرات استوار سازند . الياس كه در سال 242 هجرى / 57 - 856 ميلادى در هرات درگذشت « 1 » ظاهرا جانشينى باقى نگذاشته بود . ضمن اخبارى كه دربارهء عروج صفاريان در سجستان و ناحيهء هرات به دست ما رسيده سخنى از سامانيان در ميان نيست . در عوض سامانيان در ماوراء النهر فرمانروايان موروثى آن خطه شدند و احمد بن اسد كه بعد از برادران خود زنده مانده بود ، قدرت و حكومت را براى فرزندان خويش به ارث گذاشت . ظاهرا حتى در سال 211 هجرى و 212 هجرى / 827 - 826 ميلادى ، بنا به اخبار منقول در اثر ابن خرداذبه دربارهء خراج ماوراء النهر « 2 » ، نوح بن اسد ،

--> ولى گفتهء مير خواند را سخنان سمعانى كه در زير نقل مىكنيم تأييد مىكند . از تأليف كندى تحت عنوان « امراء المصر » و « القضاة المصر » ( 184 ) معلوم مىشود كه الياس بن اسد سامانى در سال 212 هجرى / 827 ميلادى به امارت اسكندريه منصوب شده بوده ولى معلوم نيست چه مدتى در مغرب اقامت داشته . نيز رجوع شود به : 169 . Guest ' Relations , P . گفته‌هاى نرشخى ( چاپ شفر ، 75 ) در اين‌جا پر است از اشتباهات بزرگ تاريخى و تاريخ‌گذارى . گرديزى ( نسخهء خطى اكسفورد ، ورق 101 ؛ نسخهء كمبريج ، ورق a 81 ) فقط از انتصاب نوح سخن مىگويد : « غسان مرليث بن سعد را از سمرقند معزول كرد و نوح بن اسد را داد » . ( 1 ) - « متون » ، ص 59 ( سمعانى ؛ چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « السامانى » ؛ در همانجا تواريخ مرگ ديگر سامانيان نيز منقول است . ( 2 ) - ابن خرداذبه ، 28 - 27 . براى اينكه رقم جمع خراج ماوراء النهر منقول در اثر وى به دست آيد مجبوريم خراج « ناحيهء نوح » را با خراج سغد و بتم و كش و نسف و اسروشنه و شاش و معدن نقره ( در ايلاق ) و خجند جمع كنيم . بالاتر سغد جزو « ناحيهء نوح » قلمداد شده . محتملا در مورد اول از كلمهء سغد بايد متصرفات اخشيد ( كه شهر عمدهء آن اشتيخن بوده ) را درك كرد و در مورد دوم ناحيهء شهر سمرقند مفهوم اين كلمه را مى - رساند .